عجب روزگاریست

 

عجب روزگاریست روزگار ما
گرگها همه لباس بره به تن کرده اند
مردمان خروار خروار عشق را بهیک ارزن هوس میفروشند
رفاقت بوى نان گرفته
نان را در خون مزه دار میکنند
سکوت را هیاهوى دروغ بى ارزش کرده است
بیهوده میگردیم
بیهوده میچرخیم
بیهوده مانده ایم
ما که رفتیم
شما بمانیدو سفره هاى رنگین بى آبرویى

 

 

(امین حبیبی)

/ 1 نظر / 7 بازدید